- تاریخ ارسال : سهشنبه 19 شهریور 1398
- بازدید : 146
امسال برای شرکتهای بزرگ امریکا از نظر امنیتی سال خوبی نبود. شرکتهایی مانند Target، Home Depot، JPMorgan و این آخری سونی پیکچرز هک شدند و با نقض حریم خصوصی روبهرو بودند. البته داستان سونی کمی متفاوت است. این شرکت با هک شدن و مورد حمله قرار گرفتن و اشتباهات بزرگ امنیتی ناآشنا نیست. در سال 2011، یکی از بزرگترین هکهای تاریخ علیه شبکه پلیاستیشن این شرکت رخ داد. تخمین زده میشود این حمله نزدیک به 171 میلیون دلار هزینه روی دست سونی پیکچرز گذاشته باشد. اوایل امسال نیز 77 میلیون حساب کاربری این شرکت مورد نقض حریم خصوصی قرار گرفته و به آنها دسترسی غیرمجاز شده بود که با طرح دعاوی در دادگاه و پرداخت خسارت 15 میلیون دلاری سونی پیکچرز تمام شد.
در هکهای قبلی این شرکت انگیزههای شخصی پررنگتر بودند. بهویژه، درباره هک شبکه پلیاستیشن عدم خدماترسانی کامل و صحیح این شرکت به هک منجر شده بود. ابتدا، سونی پیکچرز درباره حمله اخیر که حدس زده میشود هکرهای کشور کره شمالی انجام دادهاند، خبری به بیرون درز نداد، ولی در عوض گروه هکرهای GOP پشت سر هم پیامهای خود به مدیران سونی را روی سایت این شرکت قرار میدادند. در همان نخستین ساعتها، این گروه پیامهایی مانند «ما اکنون به شما هشدار میدهیم و این فقط یک شروع است.» و «ما به همه اطلاعات داخلی شرکت از جمله اطلاعات سری و محرمانه دسترسی داریم. اگر شما از دستورات ما پیروی نکنید، تمام این اطلاعات را منتشر کرده و به جهان نمایش خواهیم داد.» را منتشر کرد. سونی پیکچرز نتوانست در مهلت باقیمانده کاری صورت دهد و فقط مشغول بررسی چگونگی نفوذ بود. پس از پایان مهلت تعیین شده، هکرها تعدادی از فیلمهای منتشر نشده استودیو سونی پیکچرز از جمله فیلمهای با کیفیت بالای Annie، Fury، Mr. Turner و آلیس به اینترنت نشت کرد. همزمان با انتشار این فیلمهای محرمانه، ایمیلهایی با این مضمون «ما مسئول انتشار فایلهای تورنت هستیم و این آغاز راه است.» از Boss of GOP برای رسانهها ارسال شد. ایمیل دیگری از این گروه ادعا میکرد نزدیک به 100 ترابایت اطلاعات سونی پیکچرز را در اختیار دارد.

کارشناسان آزمایشگاههای ضدویروس کسپرسکی بدافزار استفاده شده علیه سونی پیکچرز را Destover تشخیص دادند. این بدافزار بهصورت یک درپشتی عمل میکند و توانایی پاک کردن هارددیسک و هر درایو مجهز به رکورد مستربوت را دارد. Destover مخفیانه وارد سیستم میشود و کنترل آن را بهطورکامل در دست میگیرد و بعد به تمام اطلاعات ذخیره شده روی آن دسترسی خواهد داشت. کارشناسان این آزمایشگاه میگویند این بدافزار برای مشتریها و کاربران نهایی برنامهنویسی نشده است. ممکن است نسخههای دیگری از آن برای استفاده علیه کاربران وجود داشته باشد، اما نسخه اصلی Destover برای هک سایت یک شرکت بزرگ مانند سونی پیکچرز و دسترسی به اطلاعات حساس ذخیره شده روی آن استفاده میشود.
این بدافزار از یک گواهینامه دیجیتال معتبر شرکت سونی استفاده میکند. طبق گزارشهای منتشر شده، یک گواهینامه معتبر این شرکت به سرقت رفته است (که بعداً توسط هکرها منتشر شد) و از آن برای ساخت بدافزار درپشتی بهره گرفتهاند. این گواهینامه معتبر و قابل اعتماد است، و در نتیجه حمله و نفوذ مبتنیبر آن مؤثرتر بوده و میتواند سیاستهای نرمافزارهای Whitelisting را دور بزند. به همین دلیل، بهترین راهحلی که شرکت سونی برای مقابله با این حمله و هک دارد، این است که گواهینامه را به فهرست سیاه خود اضافه کند تا توسط نرمافزارهای معتبر شناسایی نشود.

چند روز پس از این حمله، تصور میشد هکرهای کره شمالی پشت پرده این هک هستند. چرا کره شمالی؟ ظاهراً به نارضایتی کره شمالی از عملکرد استودیو سونی پیکچرز در زمان سخنرانی رهبر کره شمالی در سازمان بینالملل و انتشار فیلمهایی علیه وی برمیگردد. دولت کره شمالی قویاً دست داشتن در این هک را رد کرده است، ولی ابراز خوشحالی میکنند که چنین رخدادی را شاهد هستند. مظنونان بعدی گروههای صلحطلب کره شمالی هستند. عنوان هکرها میتواند به هر گروه و فردی نسبت داده شود و یک عنوان و هدف کلی است.
در یکی دیگر از پیامهای هکرها موضوعی گنجانده شده است که برخی ذهنها را به سوی برابری حقوق و مزایا و وضعیت معیشتی کارکنان سونی پیکچرز میکشاند و احتمال ترتیب دادن این حمله توسط یکی یا گروهی از کارکنان داخلی این شرکت را قوی میکند. به هر حال، اکنون وضعیت سونی پیکچرز بسیار آشفته، پیچیده و تأسفآور است. از یک سو، فیلمهای محرمانه این استودیو به بیرون درز کرده و از سوی دیگر، اطلاعات حساس مدیران و کارکنان این شرکت مانند حسابهای کاربری و رمزهای عبور به سرقت رفتهاند و همچنین، تمام اطلاعات حساس شرکت در معرض خطر و انتشار عمومی قرار دارد. مسئولان سونی با همکاری افبیآی و دیگر سازمانهای مرتبط در حال پیگیری این هک و رسیدن به منبع اصلی هستند و بر نقش کره شمالی یا حداقل رخ دادن حمله از سرورهای کره شمالی تأکید دارند.
- تاریخ ارسال : سهشنبه 19 شهریور 1398
- بازدید : 153
سرویسدهندگان کلاود دیوار دفاعی قویتری از یک مرکز داده سازمانی رده متوسط دارند. البته باید هم چنین باشد، زیرا کوچکترین خللی میتواند مشتریان بسیار زیادی را تحت تأثیر قرار دهد. در این میان، Cloud Security Alliance، نُه تهدید مهم در این حوزه را بررسی کرده است که در ادامه میخوانید.
در گذشتهای نه چندان دور، سپردن دادههای حیاتی شرکت به یک سرویس عمومی کلاود، برای بیشتر مدیران آیتی یک تصور دیوانهوار بود.«دادههای من؟ آن بیرون، روی یک پلتفرم مشترک در مرکز دادهای که هرگز ندیدهام؟ این بیشتر شبیه شوخی است!» اما گرایشها تغییر کرده است. دسترسپذیری و امنیت سرویسدهندگان کلاود افزایش مداومی داشته است. این افزایش تا به آنجا رسیده است که احتمال وقوع اختلال یا حمله خرابکارانه موفق در مراکز داده معمولی بسیار بیشتر از این احتمال در دژ سترگ سرویسدهندگان عظیم کلاود بهنظر میرسد.
هرچند حسن شهرت سرویسدهندگان کلاود در سال 2013 خدشهدار شد؛ یعنی هنگامیکه گزارشهایی مبنی بر درخواست نهادهای امنیتی امریکا برای دریافت دادههای مشتریها در کلاود و اجابت این درخواست به رسانهها درز پیدا کرد. اما حتی آن اتفاق هم ممکن است در نهایت به نفع این سرویسدهندگان تمام شده باشد. برخی از سرویسدهندگان، در واکنش به ماجرای مذکور، اکنون رمزنگاری قدرتمندی را بهصورت پیشفرض ارائه میدهند که به شکلی پیاده شده است که طرفهای بدون مجوز و خارجی، برای رمزگشایی آن با دشواری بسیاری مواجه خواهند بود.
حقیقت این است که امروزه ارزیابی مخاطرات کلاود بازبینی میشوند. چه بخشآیتی موافق باشد و چه مخالف، بخش تجاری و مدیران بخشهای گوناگون، مشترک سرویسهای کلاود شدهاند، یک دلیل آن دستیابی به امکاناتی است که بخش آیتی نمیتواند یا نمیخواهد فراهم کند و دلیل دیگر این است که برخی از سرویسهای کلیدی کلاود کاملاً بهتر از راهکارهای پیشین هستند.
کلاود از همه جا سر بر آورده است؛ تا آنجا که مدیران فناوری اطلاعات تلاش میکنند که کلاودهای فوق کارآمد سرویسدهندگان بزرگ را در مراکز داده خود شبیهسازی کنند. با وجود این، استفاده از کلاود بدون آگاهی از خطرهای احتمالی، در بهترین حالت بیملاحظگی است. خوشبختانه یک سازمان غیرانتفاعی وجود دارد که بهطور مستقل فعالیت خود را به این مشکلات اختصاص داده است.ـ
نُه اصل بدنامِ اتحاد امنیت کلاود
اتحاد امنیت کلاود Cloud Security Alliance) در سال 2008 و با هدف ارتقای سطح امنیت کلاود شکل گرفت. فهرست اعضای آن شامل گروه متنوعی از شرکتهای شاخص فناوری میشود؛ از فروشندگان سنتی نرمافزار همچون مایکروسافت و اوراکل گرفته تا سرویسدهندگان کلاود، مانند آمازون و گوگل. این بنیاد در سال 2013 سندی منتشر کرد که آن را «نُهِ بدنام» نامید این سند! شامل9 تهدید اصلی در محاسبات ابری میشود و بر اساس نظرسنجی از متخصصان صنعت نوشته شده است. در ادامه تهدیدهای مذکور را مطالعه خواهید کرد که تفسیر نگارنده نیز در هر مورد آمده است.
رخنه در دادهها
طبیعی است که امنیت داده در این فهرست مقام نخست را دارد. زیرا ترس از افشای دادهها همواره نخستین عامل بازدارنده رواج کلاود بوده است. در یک سطح، راهحل این مشکل آسان است: آرایه کاملی از گزینههای رمزنگاری قدرتمند. مقاله راجر گرایمز (Roger Grimes)، با نام «Practical encryption solutions» این گزینهها را مرور کرده است. حبس کردن دادهها در صندوقچه رمزنگاری فقط بخشی از ماجرا است. کلیدهای رمزنگاری ممکن است در دستان نابابی بیفتد. باید تمهیدات مناسبی برای کنترل دسترسی و مجوزدهی اندیشید تا اطمینان حاصل شود که فقط افراد مجاز به دادهها دسترسی دارند. علاوه بر این، باید روش مناسبی برای نظارت بر داده به کار گرفته شود تا چرخهای که طی میکند بهخوبی مدیریت شود و اینکه تحت چه شرایطی دادهها میتوانند در یک کلاود مشترک ذخیره شوند.
مشکل دیگر، پاک کردن دادهها است. در سالهای گذشته گهگاه گزارشهایی منتشر شده است مبنی بر اینکه داده مشتری که قرار بوده پاک شود در کلاودِ سرویسدهنده باقی مانده است. رمزنگاری به مقابله با این خطای احتمالی نیز کمک میکند.
از دست رفتن داده
از آنجا که سرویسهای کلاود معمولاً بدون اجازه رسمی بخش آیتی بهکار گرفته میشوند، کاربران ممکن است با ذخیره در جای نامناسب یا پاک کردن اتفاقی، دادههای شرکت را از دست بدهند و هنگامیکه این کاربران برای بازیابی داده به بخش آیتی مراجعه میکنند، احتمالاً دیگر کار از کار گذشته است. البته وقتی پای از دست رفتن اتفاقی دادهها به میان میآید، سرویسدهندگان اصلی پیشینه کاملی در دسترس دارند. اما کاربران گاهی بدون ارزیابی واقعگرایانه از میزان توانمندی سرویسدهندگان، شرکتهای رده سوم را انتخاب میکنند. اصولاً در قرارداد، برای چنین مواردی خسارت در نظر گرفته شده است، اما وقتی دادهها به علت عملکرد نادرست سرویسدهنده ناکارآمد از دست میروند، استرداد حق اشتراک خسارت دادهها را جبران نمیکند. علاوهبر این، اگر شرکت یا سرویسدهنده کنترل، دسترسی دقیق را بهشکل کامل و صحیح اجرا نکند، خرابکاران، کارمندان ناراضی سابق یا بدافزارها میتوانند دادهها را از بین ببرند.
در یکی از پژوهشهای شرکت سیمانتک که در سال 2013 انجام شد، از 3200 شرکت مشارکتکننده در نظرسنجی، 43 درصد اعلام کردند داده خود را در کلاود از دست دادهاند و مجبور به بازیابی از نسخه پشتیبان شدهاند. دادهها در کلاود نیز باید مانند دادهها روی هر سیستم دیگری محافظت شوند.
ربودن ترافیک سرویس
دزدی اطلاعات ورود به شبکه از طریق فیشینگ یا مهندسی اجتماعی میتواند باعث به خطر افتادن دادههای مالی یا سرقت داراییهای فکری شود. دزدی اطلاعات ورود به محیط کلاود، به خطرهای خاصی منجر میشود: نخست آنکه متخصصان امنیت بهطور مرتب از مجموعه ابزارهای خاصی استفاده میکنند تا دریابند که آیا سازمان به خطر افتاده است یا خیر. اما تعداد کمی از این ابزارها برای بررسی کردن کلاود قابل استفاده است. برای مثال، اگر یک برنامه SaaS در خطر قرار گیرد، مهاجم میتواند بدون اینکه شناسایی شود، فعالیتها را زیر نظر بگیرد و طی مدتی طولانی دادهها را به دقت بررسی کند.
خطرهای دیگر هنگامی اتفاق میافتد که یک هکر اعتبارنامه سازمانی IaaS کاربر را میدزدد. در گذشته، از کلاودها برای اجرای ماشینهای مجازی برای باتنتها، حملههای DDoS و دیگر فعالیتهای خرابکارانه استفاده میشد؛ این دلیل دیگری است برای نظارت بر کلاود.
رابطهای ناامن
رابطهای کاربری یا رابطهای برنامه کاربردی (API) کلاود، امکان یکپارچهسازی با راهکارهای SSO (سرنام Single Sign-On) را فراهم میکنند، همچنین یکپارچهسازی داده یا فرآیند، با دیگر سرویسهای کلاود نیز وجود دارد. اما رابطهای مذکور هدفهایی بالقوه برای حمله نیز هستند. سرویسدهندگان برای تأمین امنیت API، کلیدهای API یا توکنهایی به کاربران میدهند که برای ایجاد ارتباط باید تأیید اعتبار شوند. اگر یک API ضعف امنیتی داشته باشد، یک مهاجم میتواند با حمله DoS سرویس کلاود را غیر قابل استفاده کند. با وجود اینکه API دسترسی به همه توابع کلاود را فراهم میکند، اگر در خطر قرار گیرد، ممکن است حتی مهاجم را قادر سازد دادههای حساس را برباید.
انکار سرویس
طبیعی است که سرویسهای عمومی کلاود در دسترس همگان قرار دارند. پیش از این هکرها سرویسهای کلاود را به دلایل سیاسی مورد هدف قرار دادهاند و باعث استفادهناپذیری آنها به صورت موقت شدهاند. خوشبختانه، بیشتر سرویسدهندگان بزرگ به پیادهسازی دیوار دفاعی کارآمد و خودکار در مقابل حملههای DDoS پرداختهاند. سرویسدهندگان کوچکتر اما ممکن است چنین تمهیداتی نیاندیشند.
عوامل داخلی
در پژوهش Forrester که در سال 2013 انجام شد، 25 درصد از شرکتکنندگان اظهار داشتند که سوءاستفاده عوامل داخلی، رایجترین علت به خطر افتادن دادهها بوده. اما هیچ کس نمیداند که حملههای داخلی خرابکارانه ممکن است از سوی کارمندان ناراضی یا کارمندانی انجام شوند که به رقیب میپیوندند. این حملهها معمولاً کشف نمیشوند یا به دلایل سیاسی گزارش نمیشوند. تهدیدهای داخلی ویژه کلاود دو رو دارند: نخست، خطر مضاعفی وجود دارد که یکی از کارمندان خطاکار داخل سرویسدهنده کلاود وسوسه شود که دادههای مشتری را ببیند، بفروشد یا دستکاری کند و شناسایی هم نشود. دوم اینکه، با توجه به الگوی استفاده غیرمتمرکز از کلاود در بسیاری از شرکتها، گستره دید بخش آیتی در زمینه مدیریت هویت و کنترل دسترسی، ممکن است کل سرویسهای کلاود را پوشش ندهد. چنین نقصی در کنترل میتواند باعث شود که کارمندان غیرمجاز به دادههای خاص دسترسی کامل پیدا کنند. در بدترین سناریو، کارمندان ممکن است اطلاعات ورود خود را حفظ کنند و فرصتهایی را برای شرارت و سرقت در خارج از سازمان ایجاد کنند.
سوءاستفاده از سرویس
سرویسدهندگانی همچون آمازون (Web Services)خدماتی ارائه میدهند که تا پیش از این وجود نداشت: توانایی بهکارگیری قدرت محاسباتی کلان به صورت بیدرنگ برای هر حجم کاری قابل تصوری، پرداخت فقط برای منابع کلاود مورد نیاز و سپس بستن حساب سرویس کلاود. چنین امکانی مثلاً برای محاسبات ایدهآل است. اما این امکان، فرصتی نیز برای تبهکاران مجازی در جهت انجام کارهای سنگین دیگر فراهم میکند: شکستن رمزنگاری. علاوه بر این، سرویسهای کلاود ممکن است آشیانه باتنتها، حملههای DDoS و حملههای تبهکارانه دیگری شود که به قدرت کلان احتیاج دارند.
تلاش ناکارآمد
کلاود به اعتماد میان سرویسدهنده و مشتری نیاز دارد. نامهای بزرگ صنعت کلاود به لطف کاهش مستمر خطاها و فجایع، موفق به جذب اعتماد عمومی شدهاند؛ اگرچه رسوایی NSA بسیاری از مشتریها (بهویژه اروپاییها) را دچار تردید کرد، با پدیدار شدن سرویسدهندگان کوچکتر و کمتر شناختهشده، ناآگاهی عمومی، نیاز به اعتماد را به امری حیاتی تبدیل کرده است؛ بسیاری از مشتریان سازمانی در خرج چنین اعتمادی شک دارند. مسئله مهم دیگر، مانایی کسبوکار سرویسدهنده است: یکی از پژوهشهای اخیر گارتنر پیشبینی میکند که در میان صد سرویسدهنده برتر، یکی از هر چهار سرویسدهنده IaaS تا پایان سال 2015 دیگر وجود نخواهند داشت؛ عمدتاً هم به دلیل اینکه شرکتی بزرگتر آنها را خریداری میکند.
یکی از بزرگترین عوامل بازدارنده در استفاده از محاسبات ابری، ناتوانی مشتریها در زمینه نظارت مستمر بر زیرساختهای امنیتی و آمادگی سرویسدهنده است. البته معیارها و استانداردهایی وجود دارد؛ معیارهایی از قبیل Security Trust & Assurance Registry (از اتحاد امنیت کلاود)، Trust & Assurance Registry ،Cloud Computing Security Reference Architectur (از بنیاد ملی استانداردها و فناوری)، SSAE 16 (از بنیاد CPA امریکا) یا استاندارد 27001 (از ISO/IES). هیچ مشتریای نمیتواند پیش از خرید از سرویسدهی کامل 24.7 سرویسدهنده اطمینان یابد، اما گاهی به مشتریان امتیاز بررسی دقیق و اجازه بازرسی فیزیکی از تجهیزات داده میشود. مسلم است که تصریح امکان استرداد و غرامت در قرارداد برای مشتری سودمند است. اما از طرف دیگر، هیچ قراردادی نمیتواند دزدی یا از بین رفتن دادههای حیاتی را کاملاً جبران کند.
آسیبپذیری فناوری اشتراکی
کلاود بر اساس این ایده شکل گرفته است که چندین مشتری، زیرساخت یکسانی را به اشتراک بگذارند؛ مفهومی که با نام «multitenancy» شناخته میشود. چنانکه گزارش «نُهِ بدنام» قید میکند: «اجزای شالودهای که این زیرساخت را شکل میدهند (پردازنده مرکزی، پردازنده گرافیکی و ...)، به شکلی طراحی نشدهاند که داراییهای اختصاصی و ایزولهشده را در یک معماری چندگانه فراهم کنند.» یک سرویسدهنده باید امکانات نظارتی و کنترلی را طوری به کار گیرد که از چنین ضعفهای بالقوهای سوءاستفاده نشود و نیز هکرهایی را که با هدف آسیبرساندن به دیگر مشتریها حساب باز میکنند، ناکام بگذارد. یکی از موارد مهم در حوزه ضعفهای بالقوه امنیتی، در سطح هایپروایزر قرار دارد، زیرا چنین ضعفهایی از نظر تئوری میتوانند یک مهاجم را قادر سازند چندین ماشین مجازی را در میان چندین حساب در خطر قرار دهد. محققان در سال 2012، تروجانCrisis را کشف کردند که نسخه تحت ویندوز آن توانایی آلوده کردن ماشینهای مجازی VMware را داشت. کمی پس از آن، در همان سال، یک مقاله از دانشگاه کارولینای شمالی توضیح داد که چگونه یک ماشین مجازی میتواند با استفاده از اطلاعات side-channel timing کلیدهای خصوصی نهفته را بیرون بکشد، کلیدهایی که مورد استفاده ماشینهای مجازی دیگر روی همان سرور هستند. در هر حال، تا کنون هیچ رخنهای منسوب به حملههای مبتنی بر هایپروایزر گزارش نشده است.
همین امر نیز باعث شده است برخی ادعا کنند که ترس از چنین خطرهایی اغراقشده به شمار میآید.
- تاریخ ارسال : سهشنبه 19 شهریور 1398
- بازدید : 118
اگر این استارتآپ در کار خود موفق شود، آنگاه جراحان این توانایی را به دست خواهند آورد تا دستگاه کوچک ساخته شده توسط کرنل را در مغز بیماران و به ویژه در ناحیهای که به نام هیپوکامپوس نامیده میشود، کاشت کنند.

الکترودهای درون این دستگاه جریان الکتریکی را به نورونهای خاصی در مغز ارسال میکنند تا به نورونها کمک کنند کار خود را در ارتباط با اطلاعات ورودی که از جهان خارج دریافت میکنند به شیوه درستی انجام داده و این اطلاعات را به خاطرات بلندمدت تبدیل کنند. دستگاه کرنل بر مبنای پژوهشهایی که از سوی تد برگر، مدیر مرکز مهندسی اعصاب دانشگاه کالیفرنیای جنوبی انجام شده، در حال ساخت است. برگر در این ارتباط به سایت اسپکتورم گفته است: «آزمایشهای من روی موشها و پستانداران دیگر من را به مطمئن ساخته است که اکنون زمان درستی برای تولید یک دستگاه بالینی است. ما هم اکنون در حال آزمایش این ابزار روی انسانها هستیم. نتایج اولیه به دست آمده در این زمینه موفقیتآمیز بودهاند. ما در نظر داریم، اینکار را همچنان به پیش ببریم تا اینکه پروتز را به یک محصول تجاری تبدیل کنیم.»
این ایده منحصر به فرد برگر در زمینه پروتز حافظه در قالب مقاله ویژهای تحت عنوان "پایانی بر معلولیتهای جسمی، احساسی و فکری" در IEEE به چاپ رسیده است. رویکردی که برگر در تحقیق خود به دنبال آن بوده به این شکل است که الکترودهایی در هیپوکامپوس قرار میگیرند. در ابتدا سیگنالهای الکتریکی از نورونهای خاصی ضبط میشوند. این سیگنالها مربوط به نورونهایی هستند که در حال یادگیری و کدگذاری حافظه هستند. این سیگنالهای الکتریکی به واسطه فعال شدن نورونهای خاصی که بر مبنای الگوی مشخصی کار میکنند، تولید میشوند.

برگر تحقیق کرده است که چگونه سیگنالهای الکتریکی مرتبط به یادگیری به سیگنالهایی تبدیل میشوند که در نهایت قادر به ذخیرهسازی اطلاعات در حافظه بلندمدت هستند. در ادامه آزمایشگاه تحت سرپرستی او مدلهای ریاضی را طراحی کرد که قادر هستند هر سیگنال ورودی (یادگیری) را دریافت کرده و یک سیگنال خروجی مناسب (حافظه) را تولید کنند.
یک پروتز حافظه کاشته شده، الکترودهایی در اختیار دارد که میتواند در مدت زمان فرآیند یادگیری سیگنالهایی را ضبط و به یک ریزپردازنده که محاسبات را انجام میدهد، انتقال دهند. در انتها الکترودهایی وجود دارند که برای تحریک سلولهای عصبی به منظور کدگذاری اطلاعات در قالب حافظه مورد استفاده قرار میگیرند. این پروتز همانند بازوی کمکی قدرتمند در اختیار افرادی قرار خواهد گرفت که قادر نیستند خاطرات و مطالب را به صورت ماندگار و بلندمدت حفظ کنند.
برگر میگوید: «ما این کدهای حافظه را برداشت میکنیم، آنها را توانمند میسازیم و دومرتبه آنها را به حافظه باز میگردانیم. اگر ما بتوانیم این کار را به صورت پایدار انجام دهیم؛ در ادامه آماده عرضه تجاری این محصول خواهیم بود» برایان جانسون مالک استارتآپ کرنل در این ارتباط گفته است: «من فکر میکنم چالش بزرگ بعدی نژاد بشر بهبود عملکرد و کارایی مغز خواهد بود.»
بدون شک این پژوهش زمانی که کامل شود، قادر خواهد بود به بیماران مبتلا به بیماری صرع کمک فراوانی کند. اگر کرنل در این راه موفق شود، پایهگذاری تبدیل علوم پایه به یک محصول واقعی خواهد بود. البته لازم به توضیح است که این محصول اولین کاشتنی مغز به شمار نمیرود. کاشتنیها در حال حاضر به واسطه تکنیکی به نام تحریک عمیق مغزی (DBS) به عنوان یک راه درمان پذیرفته شده در درمان بیماری پارکینسون و همچنین درمانهای تجربی در زمینه افسردگی و دیگر اختلالات عصبی مورد استفاده قرار میگیرند. اما دستگاه کرنل ممکن است تحول عظیمی در این زمینه به وجود آورد.
- تاریخ ارسال : سهشنبه 19 شهریور 1398
- بازدید : 124
بدون شک پیادهسازی مکانیزم احرازهویت مبتنی بر امواج مغزی یک دستاورد مهم به شمار میرود و بسیاری از مشکلات امروزی ما را برطرف خواهد کرد. اما تحقیق جدیدی که از سوی دانشگاه فناوری تگزاس صورت گرفته است، نشان میدهد که مکانیزم احراز هویت مبتنی بر EEG ممکن است خود تبدیل به دغدغه دیگری شود. بهطوری که این فناوری ممکن است، سرآغازی بر نقض حریم خصوصی باشد، با این تفاوت که دامنه تبعات آن غیر قابل تصور خواهد بود. الکترواسنفالوگرافی (EEG) سرنام Electroencephalography دستگاهی است که به منظور ثبت سیگنالهای الکتریکی مغز مورد استفاده قرار میگیرد. این دستگاه با استفاده از الکترودهایی که روی سر قرار میگیرد، قادر است سیگنالهای مغزی را به ثبت برساند.
نگرانی پژوهشگران از بابت این نیست که آیا امکان کپیبرداری و جعل کردن امواج مغزی همانند اثرانگشت امکانپذیر است یا خیر، بلکه نگرانی از بابت این موضوع است که آیا اسکن EEG این پتانسیل را دارد تا اطلاعات سری و مخفی را از ماده خاکستری مغز جمعآوری کرده و به افشای این اطلاعات بپردازد. بهطور مثال، اگر شما در نهان و به دور از چشم مردم سیگار بکشید، این امواج میتوانند به این مدل اطلاعات پنهانی دست پیدا کرده و حقیقت را آَشکار سازند. عبدل سروادا و ریجارد ماتوو دو کارشناس حوزه امنیت به تازگی یک جفت سامانه احراز هویت EEG را مورد آزمایش قرار دادهاند تا بررسی کنند آیا این امکان وجود دارد تا با استفاده از اسکن امواج مغزی ناشناخته به شناسایی اطلاعات شخصی افراد پرداخت یا خیر. این دو کارشناس یک سامانه یادگیری ماشین که قادر است اسکن امواج مغزی را با اسکن EEG مورد مقایسه و ارزیابی قرار دهد را طراحی کردهاند.
برای این منظور آنها سامانه خود را روی گروهی از افراد معتاد به مشروبات الکلی مورد آزمایش قرار دادند و ماشین با موفقیت توانست 25 درصد این افراد را به درستی شناسایی کند. افرادی که خودشان تایید کردند که به مشروبات الکلی اعتیاد دارند. سروادا در این ارتباط گفته است: «ما از نتایج به دست آمده غافلگیر نشدهایم. ما میدانیم که سیگنالهای مغزی سرشار از اطلاعات ارزشمند هستند.»
به احتمال زیاد سازندگان این سامانه در نظر دارند از این دستاورد به نفع علم پزشکی استفاده کنند. اما باید به این نکته توجه داشته باشیم که پویشگرهای امواج مغزی درست روی شریان اصلی زندگی ما به فعالیت میپردازند. این احتمال وجود دارد که دادههای به دست آمده از سوی این پویشگرها برای شناسایی صفات و خصلتهای انسانها مورد استفاده قرار گیرد. اگر از بابت این واقعیت که شبکههای اجتماعی اطلاعات شما را به بخشهای ثالث میفروشند، در اضطراب هستید، اکنون زمان آن رسیده است تا درباره این موضوع فکر کنید که روزی این چنین فناوریهایی، دادههایی را درباره شما به فروش خواهند رساند که بر پایه امواج مغزی شما خواهند بود.
- تاریخ ارسال : سهشنبه 19 شهریور 1398
- بازدید : 129

اوفر دکل، مدیر بخش بهینهسازی هوش مصنوعی آزمایشگاه ردموند به دنبال آن بود مانع از آن شود سنجابها دانههای ریخته شده در دستگاههای مخصوص پرندگان را بخورند. بر همین اساس یک سامانه بینایی ماشینی را برای شناسایی سنجابها در یک دستگاه 35 دلاری رزبریپای 3 تعبیه کرد. پس از اجرای موفقیتآمیز این طرح او تصمیم گرفت سامانه آبیاری هوشمندی را طراحی کند که با نزدیک شدن جوندگان مزاحم آنها را شناسایی کرده و دور کند.
دکل در ارتباط با این ایده در وبلاگ مایکروسافت نوشته است: «هر کاربری که مالک یک برد رزبریپای هوشمند باشد به واسطه قیمت کم و عملی بودن نصب تراشههای سطح بالا یا اتصال دستگاهها به سامانههای پردازش ابری قادر است مشابه چنین کاری که من انجام دادم را به راحتی انجام دهد. کاربران این توانایی را دارند تا حسگرها را به یک برد ریزبریپای مدل Zero که ده دلار قیمت داشته یا به یک تراشه Cortex M0 متصل کند. البته به این نکته توجه داشته باشید که این امکان وجود ندارد تا یک شبکه عمیق عصبی و پیشرفته را روی یک برد رزبریپای پیادهسازی کرد.
به واسطه آنکه سختافزار این برد هزار برابر سادهتر از سامانههایی است که امروزه مورد استفاده قرار میگیرند و همچنین از سرعت بسیار پایین برخوردار است.» مایکروسافت در زمینه ورود الگوریتمهای هوشمند به تجهیزات مختلف برنامهریزهای جالبی در نظر گرفته است. بهطور مثال پژوهشگران این شرکت به دنبال آن هستند تا عصایی که از سوی افراد سالخورده یا بیمار مورد استفاده قرار میگیرد را به حسگرهای هوشمندی تجهیز کنند که با زمینه خوردن آنها این موضوع را به سرعت به اورژانس خبر دهد. در نمونه دیگری این شرکت به دنبال طراحی دستکشهای هوشمندی است که قادر خواهند بود زبان اشاره را تفسیر کنند.
- تاریخ ارسال : سهشنبه 19 شهریور 1398
- بازدید : 143
UI Interactions

اگر به دنبال ایدههای اولیه در ارتباط با رابط کاربری برای برنامههای خود هستید، UI Interactions مجموعهای از ایدههای بهروز در اختیار شما قرار میدهد. این سایت مجموعهای کاربردی و تعاملی از الگوها که در برنامههای موبایل و به ویژه در زمان طراحی وظایف الهامبخش شما خواهند بود، را در اختیار شما قرار میدهد. با کلیک روی هر یک از این نمونهها به سایت سازنده اصلی این طرح وارد خواهید شد. بهطور مثال، اگر به دنبال پیدا کردن راه حلی برای این مسئله هستید که چگونه باید وظیفه خاصی را در یک بخش مشخص از صفحه مدیریت کنم، کافی است روی یکی از ایدههای قرار گرفته در سایت UI Interactions کلیک کنید تا به سورس کدها و همچنین روشهایی که پیادهسازی این روش در اختیارتان قرار دارد دسترسی پیدا کنید.
CanIUse Embed

این اسکرپیت دم دستی که توسط ایری آدرینکون نوشته شده است، به شما این توانایی را میدهد تا جدیدترین ویژگیهای ارائه شده در دنیای وب را به مدد سایت caniuse.com در برنامه خود جایگذاری کنید. سایت CanIUse جدیدترین ویژگیهای ارائه شده در دنیای فناوری وب را مورد بررسی قرار داده و در کنار این موضوع به بررسی وضعیت مرورگرها در ارتباط با پشتیبانی از ویژگیهای جدید میپردازد.
Microsoft Flow

Microsoft Flow فعالیت کاری شما را با اتصال شما به برنامهها و سرویسهایی که برای انجام کارها از آنها استفاده میکنید، بهبود میبخشد. بهطور مثال، Flow به شما این توانایی را میدهد تا بهطور خودکار زمانی که رخداد جدیدی در گیتهاب به وجود آمده، اعلان مربوط به آنرا دریافت کنید، اگر در نظر دارید در زمان دریافت ایمیل از سوی شخص خاصی، از این موضوع آگاه شوید، با ارسال متنی شما را از این موضوع آگاه میسازد، توانایی آپلود کردن توییتها در دراپباکس و.... از جمله قابلیتهایی است که Flow در اختیار شما قرار میدهد. Microsoft Flow نسخه مایکروسافتی if This Then That است.
Resource Cards

اگر جزء آن گروه از افرادی هستید که تازه به دنیای طراحی وب وارد شدهاند، باید بدانید برای دسترسی به همه منابعی که در این زمینه به یاری شما میآیند، باید زمان قابل توجهی را صرف کنید. Resource Cards این قابلیت را دارد تا بهترین منابع را برای شما طبقهبندی کند. در نتیجه با استفاده از این ابزار به خوبی میتوانید به سراغ ابزارها و مقالات آموزشی که نمونههای اولیه، کدنویسیهای نمونه و دیگر اطلاعات مفید را در اختیار شما قرار میدهند بروید. بدون شک resourcecards یک منبع غنی و ارزشمند است که طیف گستردهای از مقالات کاربردی که هر طراح وب و موبایل به آن نیاز دارد را به صورت سازماندهی شده در اختیار او قرار میدهد.
Inspire by CanvasFlip

الهام گرفتن بخشی از سایت CanvasFlip است. CanvasFlip یک ابزار نمونهسازی اولیه است که "تجربه کاربری" از پیش ساخته شده و آزمایش شده را در اختیارتان قرار میدهد. همانند سایت Dribble که مرجع بزرگ و مفیدی برای الهام گرفتن از بافتها، آیکنها، تصاویر و... به شمار میرود، CanvasFlip نیز در رویکرد مشابهی این چنین الهام بخشی را در ارتباط با جریانهای تجربه کاربری که عمدتا در ارتباط با برنامههای موبایل هستند و با هدف آزمایش آنها در مرورگر کاربر آماده شدهاند در اختیار او قرار میدهد. به جای آنکه تعدادی از برنامهها را برای مشاهده آنکه چگونه کار میکنند، نصب کنید، این توانایی را دارید تا نمونههای اولیه را در این مکان اجرا کرده و اگر تصور کردید که برای دستگاه همراه شما مناسب هستند از آنها استفاده کنید.
Alloy

Alloy یک مرورگر وب است که زبانههای شما را بر مبنای وظایف آنها سازماندهی میکند. در نتیجه به جای آنکه زبانههای باز متعددی را نگهداری کند، زبانهها را بر اساس عنوان مرتبط با یکدیگر گروهبندی میکند. در این مرورگر زبانههایی که به هر چیزی به غیر از وظیفه اصلی مرتبط باشند بسته میشوند. اما زمانی که به سراغ وظیفه بعدی بروید به سادگی باز شده و در اختیارتان قرار میگیرند.
Boxy SVG

اگر به برنامههایی همچون Illustrator یا Sketch دسترسی ندارید، Boxy SVG یک ویرایشگر گرافیکی وکتور چند سکویی است. ویرایشگری که در مرورگر وب قابل استفاده است. این برنامه به کاربر این توانایی را میدهد تا فونتهای گوگل یا تصاویر Bitmap را به درون این ویرایشگر وارد کند. در ادامه این توانایی را خواهد داشت تا کارهایی همچون گروهبندی، تبدیل و... را روی تصاویر انجام دهد. همانگونه که در تصویر بالا مشاهده میکنید، Boxy SVG مجهز به طیف گستردهای از ابزارهای ویرایشی است.
React UIkit components

React UIkit مجموعهای از مؤلفههای واکنشی است که با استفاده از چارچوب Ulkit CSS ساخته شدهاند و به صورت ماژولهای جداگانه قابل بهرهبرداری هستند. در نتیجه شما را از وارد کردن عناصر مختلف بی نیاز میکنند. مجموعه فوق به شما این قابلیت را میدهند تا لایهها را به سرعت کنار هم قرار داده و حتا مولفههای سفارشی خود را تولید کرده و از آنها استفاده کنید.
Chart.js

ابزار فوق به شما این توانایی را میدهد تا چارتهای زیبایی را با استفاده از کتابخانههای قدرتمند جاوااسکریپت طراحی کنید. چارتهای متنوعی که همگی در یک گراف واحد قرار میگیرند. (چارتهای نواری، خطی از جمله این موارد هستند) همچنین انواع مختلفی از محورهای مختصاتی و مقیاسهای سفارشی در کنار انیمیشنها برای اضافه یا تغییر دادهها در اختیارتان قرار دارند.
Bootstrap 4 cheat sheet

Cheat sheet که لغت به معنای برگه تقلب و در اصلاح فنی به معنای خلاصه دستورات است، به صفحهای گفته میشود که در آن مجموعهای از دستورات یا کدهای ضروری نوشته میشود. کدهایی که در مواقع ضروری به راحتی در دسترس برنامهنویس قرار داشته باشند. بر همین اساس، چند وقت پیش توسعهدهندهای یک چیت شیت تعاملی را برای بوت استرپ 4 نوشت. Bootstrap یکی از قدرتمندترین چارچوبهای ویژه Front End است. چارچوبی که برای توسعه سایتهای واکنشگرا مورد استفاده قرار میگیرد. با استفاده از الگوهای مبتنی بر HTML و CSS این توانایی را خواهید داشت تا با کمترین زحمت بوتاسترپ را برای یک لایه واکنشگرا ایجاد کنید. به عبارت دقیقتر cheat sheet عرضه شده به اندازهی جامع است که شما را در Bootstrap استاد میکند. با کلیک کردن روی هر یک از مؤلفههای نشان داده شده در این سایت، کدهای مربوط به آن عنصر در اختیارتان قرار خواهند گرفت.
- تاریخ ارسال : سهشنبه 19 شهریور 1398
- بازدید : 131
در همین ارتباط در کنفرانس بینالمللی نرمافزار که ماه می برگزار شد، 50 برنامه وب معروف نوشته شده با RoR توسط ابزار Space مورد بررسی قرار گرفتند. در این آزمایش Space موفق به شناسایی 23 آسیبپذیری کشف نشده در این برنامهها شد. جالب آنکه طولانیترین زمان خطایابی این برنامهها تنها 64 ثانیه بود. به عنوان فردی که به صورت نیمه وقت به اشکالزادیی نرمافزارها مشغول است، باید بگوییم 64 ثانیه در عمل به صفر ثانیه ترجمه میشود. ( منظور از صفر ثانیه این است که یک کارشناس حرفهای حداقل به چند ساعت زمان برای انجام این فرآیند نیاز دارد.) بهطور معمول، تجزیه و تحلیل ایستای کدها، در شرایطی که امکان اجرای واقعی نرمافزارها امکانپذیر نباشد، یک فرآیند پیچیده، سخت و زمانبر خواهد بود.
خطایابی برنامههای وب فرآیند پیچیدهای است
کارها زمانی سختتر میشود که ما صحبت خود را در ارتباط با برنامههای وب آغاز کنیم. به دلیل اینکه بخش عمدهای از کدها در پشت کتابخانه و چارچوبهایی قرار دارند که برنامههای کاربری از آنها استفاده میکنند. تیم طراحی کننده این ابزار، مشکل را اینگونه تعریف کردهاند: «حتا وظایف بسیار سادهای در برنامههای Ruby On Rails همچون تخصیص مقدار به متغیرها و تعریف کتابخانههای خارجی زمانی که با یکدیگر ترکیب شده و درون کدهای یک برنامه قرار گیرند به مجموعهای عظیم از کدها تبدیل خواهند شد.» دانیل جکسون استاد علوم کامپیوتر و مهندس کامپیوتر MIT در این ارتباط گفته است: «زمانی که برنامهای تحت فرآیند تجزیه و تحلیل قرار میگیرد به مجموعه عظیمی تبدیل میشود.» حتا اگر یک برنامه کوچک را نوشته باشید، در بالای برنامه شما عمارتی ساخته میشود که اجزاء آنرا کتابخانهها، افزونهها و چارچوبها شکل میدهند. در نتیجه زمانی که به چیزی شبیه به یک برنامه وب که با استفاده از زبانی همچون Ruby On Rails نوشته شده است، نگاه کنید و در نظر داشته باشید یک تجزیه و تحلیل ایستا روی آن انجام دهید، خود را در میان برزخی از کدها مشاهده خواهید کرد.
همین موضوع باعث میشود این چنین فرآیندی در عمل امکانپذیر نباشد. برای حل این مشکل، تیم MIT کتابخانههای RoR که خود آنها را نوشته بودند ضمیمه کردند. در این کتابخانهها انواع مختلفی از عملیات و محاسبات واقعی مورد بازنویسی قرار گرفتند. در کنار این فرآیند تیم طراحی کننده عبارات سمبلیکی را درون تعاریف اجرایی وارد کردند که توضیح میدهند عملیات مختلف دقیقا چه کاری را انجام میدهند. جو نیر، پژوهشگر فوق دکترا دانشگاه برکلی کالیفرنیا و رهبر این تیم در این ارتباط گفته است: «ما هیچ یک از کدهای قدیمی را مورد تجدید نظر قرار ندادیم. بهطوری که مجموعه توابع موجود را کنار گذاشته و کدهای جدیدی که آنها را نوشته بودیم جایگزین کدهای قدیمی کردیم. کدهایی که شما در برنامههای تحت وب از آنها استفاده میکنید. این توابع جدید به شما اجازه تحلیل کدها را میدهند. در این روش کدها به مترجم Ruby On Rails تحویل داده میشود و مترجم اقدام به ارائه توضیحات کاربردی و مفیدی برای خط به خط وظایف برنامه میکند. توضیحاتی که بسیار شفاف هستند. با استفاده از این راهکار، تجزیه و تحلیلهای ایستا به یک فرآیند معقولتر تبدیل میشوند. برای آنکه فرآیند فوق این توانایی را پیدا کند تا این وظایف را بهطور خودکار انجام دهد، Near نگاهی به طبیعت واقعی برنامههای وب داشت و راههای مختلفی که این برنامهها به کاربر اجازه میدهند به دادههای خود دسترسی داشته باشد را مورد بررسی قرار داد.
او هفت روش مختلف را تعریف کرد و برای هر روش توصیفی ارائه کرد. این تعاریف بیان میکنند که یک کاربر قادر به انجام چه عملیاتی روی دادههای خود است. با استفاده از کتابخانههای بازنویسی شده، او موفق به طراحی یک مکانیزم آزمون شد تا مشاهده کند آیا یک برنامه وب این توانایی را دارد تا به این روش واکنش نشان دهد یا خیر. زمانی که یک برنامه بر مبنای این قواعد شکسته شود، به احتمال زیاد نواقص امنیتی موجود در برنامهها خود را نشان خواهند داد. حتا بدون آنکه دسترسی کامل به کدهای مربوطه ضرورتی داشته باشد. Near موفق شد نزدیک به 50 برنامه وب را با استفاده از space مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد. برای یک برنامهنویس آشنا به کدهای خودش ( فردی که دسترسی کامل به کدهای برنامههای خود دارد) این ابزار در کمترین زمان ممکن فرآیندهای خطایابی را انجام میدهد.
- تاریخ ارسال : سهشنبه 19 شهریور 1398
- بازدید : 133
در حال حاضر 1.6 میلیارد برنامه آندرویدی در فروشگاه گوگل وجود دارد. فروشگاهی که بیشترین تعداد برنامه کاربردی را در خود جای داده است. اما با گذشت زمان این محیط توسعه یکپارچه به تغییرات اساسی نیاز داشت. بهطوری که غول جستجوی جهان بر آن شد تا نسخه شماره دو این محیط توسعه را عرضه کند. نسخه جدیدی که به تازگی عرضه شده است، سرعت ساخت و شبیهسازی را با پشتیبانی از آخرین نسخه عرضه شده از آندروید و سرویسهای گوگل پلی افزایش داده است. آندروید استودیو نه تنها در هماهنگی کامل با پلتفرم آندروید قرار دارد، بلکه به جدیدترین توابع در زمینه طراحی برنامهها دسترسی دارد. اگر شما یک طراح آندرویدی هستید، به شما توصیه میکنیم از نسخه 2 این محیط توسعه یکپارچه استفاده کنید. این محیط هم اکنون در اختیار طراحان قرار گرفته است. اما آندروید استودیو 2.0 به چه ویژگیهای شاخصی که به طراحان در فرآیند طراحی سریعتر برنامهها کمک میکند تجهیز شده است؟ ما در این مقاله چند مورد از این ویژگیهای برتر را مورد بررسی قرار میدهیم.
Instant Run

برای هر طراحی که عاشق ساخت سریعتر برنامههای کاربردی است، ویژگی اجرای سریع واقعا جالب توجه است. پیادهسازی تغییرات و مشاهده بلادرنگ آنها در برنامههای در حال اجرا، قابلیتی است که Instant Run در اختیار توسعه دهندگان قرار داده است. با استفاده از شتابدهندههای مختلفی اعم از VM تا مبادله منابع مابین برنامهها، Instant Run بهطرز کاملا محسوسی فرآیند انتظار برای مشاهده تغییرات را کم کرده است. زمانی که روی دکمه Instant Run() کلیک میکنید این ویژگی اقدام به تحلیل تغییراتی میکند که شما آنرا پیادهسازی کردهاید. در ادامه تعیین میکند چگونه کدهای جدید به سر راستترین شکل ممکن اجرا شوند. این قابلیت باعث میشود هر زمان توسعه دهندگان تغییری در برنامه کاربردی خود پیادهسازی کردند، بدون آنکه نیازی به کامپایل یا نصب دوباره APK داشته باشند، توانایی اجرای برنامه خود را داشته باشند. گوگل در ارتباط با این ویژگی گفته است: «این ویژگی باعث سریعتر شدن سرعت ساخت، ویرایش، و اجرای برنامهها میشود.» در مورد تعدادی از تغییرات به راهاندازی دومرتبه برنامه کاربردی نیاز است، اما در مجموع چرخه تولید نرمافزار سریعتر از قبل خواهد شد. Instant Run با دستگاههای آندرویدی یا شبیهسازی که API 14 م(Ice cream sandwitch) یا بالاتر از آن را اجرا میکنند، کار میکند. گوگل از زمان عرضه پیشنمایش این ویژگی در سال گذشته تا به امروز بازخوردهای کاربران را دریافت کرده و مورد بررسی قرار داده بود. ماحصل این بازخوردها پیادهسازی یک ویژگی پایدار شده است.
Android Emulator

شبیهساز دستگاههای آندرویدی (Android device Emulator) به یکسری قابلیتهای کلیدی تجهیز شده است. پشتیبانی از پردازندههای چند هستهای باعث میشود، آزمایش برنامههای کاربردی سه برابر سریعتر از قبل شود. گوگل در ارتباط با این ویژگی گفته است: «در بیشتر مواقع، در زمان طراحی یک برنامه کاربردی، آزمایش برنامه روی یک شبیهساز آندرویدی سریعتر از یک دستگاه واقعی خواهد بود. ویژگیهای جدیدی همچون اجرای سریع به شکل بسیار مناسبی با این شبیهساز دستگاههای آندروید کار خواهد کرد.» بهرهمندی از Google Play Services دسترسی به توابع بیشتری را امکانپذیر میسازد. بهطوری که توسعهدهندگان به طیف گستردهتری از قابلیتهای جدید همچون مدیریت تماسها، باتری، شبکه، GPS و.... دسترسی خواهند داشت. همچنین برای افزایش سرعت و کارایی شبیهسازی جدید از یک رابط کاربری جدید استفاده شده است. در شبیهساز جدید توانایی کشیدن و رها کردن APKها برای نصب سریعتر، تغییر اندازه و مقیاس پنجره، به کارگیری عملیات چند لمسی و خیلی دیگر از قابلیتها در اختیار شما قرار دارد. به کارگیری شبیهساز جدید به راحتی بهروزرسانی SDK Tools به 25.1.1 یا بالاتر از آن خواهد بود. بهطوری که یک دستگاه مجازی آندرویدی جدید را در اختیار خواهید داشت.
Cloud Test Lab

یکمرتبه بنویسید و همه جا اجرا کنید. این بهترین توصیفی است که در ارتباط با این ویژگی میتوان بیان کرد. بهبود کیفیت برنامههای کاربردی با آزمایش آسان و سریع آنها روی طیف گستردهای از دستگاههای آندرویدی فیزیکی در Cloud Test Lab و جالبتر از آن از درون آندروید استودیو ارمغان این ویژگی است. قابلیت جدیدی که به توسعهدهندگان اجازه میدهد برنامههای کاربردی خود را روی طیف گستردهای از دستگاههای آندرویدی و دستگاههایی که در مقیاس کلاود پیکربندی شدهاند مورد آزمایش قرار دهند.
App indexing code Generation & Test

از این پس قابلیت جدیدی در اختیار کاربران برنامه کاربردی شما قرار خواهد گرفت تا در جستجوی گوگل (Google Search) این توانایی را داشته باشند تا سریعتر برنامه شما را پیدا کنند. اینکار از طریق توابع شاخصگذاری برنامه در اختیار توسعه دهدگان قرار دارد. آندروید استودیو 2.0 به شما کمک میکند تا ساختار URL را در کدهای برنامهتان و همچنین خصلتهایی را در فایل AndroidManifest.xml اضافه کنید. اطلاعاتی که توسط سرویس شاخصگذاری کاربردی گوگل مورد استفاده قرار میگیرد. بعد از آنکه URLها در برنامه اضافه شدند، این توانایی را دارید تا کدهای شاخصگذاری که در برنامه قرار گرفتهاند را مورد آزمایش و اعتبارسنجی قرار دهید.
GPU Debugger Preview

برای توسعهدهندگانی که در حال طراحی بازیها یا برنامههایی بر مبنای Open GL ES هستند، این ویژگی جالب توجه است. شما این توانایی را دارید تا هر فریم و وضعیت GL را درون دیباگر GPU مورد بررسی قرار دهید. تشخیص و عیبیابی مشکلات رندرینگ GL با استفاده از ضبط و تحلیل استریم GPU دستگاه آندرویدی از قابلیتهای این ویژگی جدید به شمار میرود.
IntelliJ 15 update
آندروید استودیو بر مبنای پلتفرم کلاس جهانی اینتلیج آیدیا کدینگ ساخته شده است.
- تاریخ ارسال : سهشنبه 19 شهریور 1398
- بازدید : 134
شما ممکن است این توانایی را نداشته باشید که با ابزار لگو در محیط مدرسه بازی کنید، اما بچههای شما این توانایی را خواهند داشت. لگو شرکتی است که سابقه خوبی در زمینه ساخت و طراحی محصولات کمک آموزشی ویژه کودکان دارد. این شرکت نزدیک به هشت سال پیش، اولین نمونه از کیت خود موسوم به WeDo را عرضه کرد. اکنون با گذشت هشت سال از اولین نمونه عرضه شده از این محصول شرکت Lego Education نسخه شماره دو این کیت روباتیک را با نام WeDo 2.0 و با هدف یاری رساندن به دانشآموزانی که در مقطع ابتدایی قرار دارند عرضه کرد. همانند گذشته، WeDo 2.0 به گونهای طراحی شده است که اصول مقدماتی و پایه ساخت روباتها، مهندسی و برنامهنویسی را به کودکان آموزش دهد. کیت جدید نمونه کابلی USB را با فناوری پیشرفتهتر Bluetooth LTE برای برقراری ارتباط میان موتورها و حسگرها جایگزین کرده است. طراحی مدل جدید به گونهای بوده است که کودکان با استفاده از یک رابط کاربری تبلتمحور به راحتی نحوه کدنویسی روباتیک را آموزش ببینند.

در کیت جدید همچنین برای اولین بار اصول پایه STEM در قالب پروژههای علمی به کودکان آموزش داده میشود. به مانند گذشته محلقات کیت جدید شامل، بستههای آموزشی، موتور، حسگر تشخیص حرکت، حسگر شتابسنج و برنامه کاربردی است. در بسته جدید برای اولین بار امکان اجرای نرمافزار روی اسمارتفونها و تبلتها نیز وجود دارد. بهطوری که از طریق ارتباط بی سیم با ماشینی که کودکان آنرا طراحی میکنند ارتباط برقرار میکند. ( در نسخه اصلی تنها از دستگاههای ویندوزی و مک پشتیبان میشد، اما نسخه جدید از طیف گستردهتری از دستگاهها پشتیبانی میکند.) آنگونه که سایت تک رادار گزارش داده است، Lego در محصول جدید بیش از 40 ساعت درس علمی که بهطور معمول تا مقطع چهارم ابتدایی ادامه مییابد را در محصول جدید خود قرار داده است. بهطور مثال، در این بسته آموزشی کودکان با نحوه ساخت و طراحی یک کامیون؛ گردهافشانی و حتی زیستشناسی آشنا میشوند. هر چند ما هنوز مطمئن نیستیم لگو چگونه تصمیم گرفته است این مفاهیم سنگین را به آنها آموزش دهد.

شبیه به محصولات مصرفی و آموزشی مشابه، این کیت آموزشی چندان ارزان قیمت نیست. لگو قیمت این محصول را برای هر کلاس درس 2000 دلار تعیین کرده است. درسهای STEM اضافه بر آموزش هستند؛ اما لگو مجوز دسترسی به سایت خود را در این ارتباط در اختیار مصرف کنندگان قرار خواهد داد. البته لازم به توضیح است لگو ابزار پیشرفتهتری موسوم به Mindstorms را ویژه دانشآموزان مقطع متوسطه در نظر گرفته است. این ابزار ضمن آموزش مفاهیم جدیتر، زبان برنامهنویسی ویژهای را به دانشآموزان مقطع متوسطه یاد میدهد. کیت WebDo 2.0 در حال حاضر در کشورهای انگلستان و ایالات متحده ویژه اسمارتفونهای آندروید و iOS، کامپیوترهای شخصی و مک عرضه شده است. کروم بوک در نیمههای سال جاری میلادی از این محصول پشتیبانی خواهد کرد.
- تاریخ ارسال : سهشنبه 19 شهریور 1398
- بازدید : 154
اکنون مایکروسافت App Studio خود را بهروزرسانی کرده است. بهطوری که به کاربران اجازه ساخت نمونههایی از برنامهها و ثبت یک نسخه نهایی از برنامهها را از طریق مرورگرشان میدهد. تمامی این مراحل بدون آنکه نیازی به نصب ویژوال استودیو یا نوشتن حتی یک خط کد وجود داشته باشد، امکانپذیر است. این برنامه به کاربران اجازه میدهد در کمتر از ده دقیقه یک برنامه کاربردی ویندوز 10 را ایجاد کنند. App Studio به گونهای طراحی شده است تا کاربر بدون نیاز به کدنویسی توانایی ساخت برنامههای کاربردی را داشته باشد، البته طبیعی است در چنین شرایطی نباید انتظار ساخت برنامههای بصری خیره کننده و منحصر به فرد را از آن داشته باشید.
اما بدون شک App Studio را میتوان یک ابزار سرگرم کننده دانست که برای ساخت برنامههای کاربردی در سریعترین زمان ممکن میتواند مورد استفاده قرار گیرد. پروژههای جدید تعداد کمی الگوهای پایه را در اختیارتان قرار میدهند، اما بیشتر آنها به سادگی یک صفحه وب را درون یک برنامه کاربردی به نمایش میگذارند. این الگوها عناصری همچون فیدهای خبری RSS، توابع کاربردی برای ارتباط برقرار کردن با سرویسهای شبیه به یوتیوب، فلیکر، بینگ، فیسبوک، توییتر، اینستاگرام را در اختیارتان قرار میدهند. همچنین این توانایی را دارید تا بخش مربوط به خود را با اضافه کردن یکسری از عناصر HTML ایجاد کنید، اما به این نکته توجه داشته باشید که همه این فرآیندها بدون نوشتن حتی یک خط کد انجام میشوند. برنامه کاربردی من از یک ساختار ساده تبعیت میکند.

یک برنامه بهروز کننده است که فعالیتهای اجتماعی منرا در وبلاگم و کانال یوتیوبی که دارم تحت نظر قرار میدهد. هر چند نمیتوانم بگویم کارآمدی برنامه ساخته شده درست همانند زمانی است که صفحه توییت خود را مورد بررسی قرار میدهم، اما به هر ترتیب توانستهام یک برنامه کاربردی و واقعی ویندوز 10 را با استفاده از این روش ایجاد کرده و آنرا روی کامپیوتر خودم اجرا کنم. من هیچگاه تصور نمیکردم، ساخت برنامههای ویندوز 10 به این شکل و با استفاده از App Studio به این سادگی امکانپذیر باشد. اما App Studio نشان داد که انجام این فرآیند به آسانی امکانپذیر است. برنامه App Studio شاید نتواند در ساخت یک برنامه کاربردی یا بازی آنگونه که بتوانید در مقیاس تجاری از آن استفاده کنید وارد شود، اما به خوبی برای ساخت یک برنامه ساده برای وب، کسب و کار یا برند مورد نظرتان میتواند مورد استفاده قرار گیرد. بهتر از همه اینکه محصول پایانی یک برنامه یونیورسال خواهد بود که توانایی اجرا روی اسمارتفونهای ویندوزی، تبلتها، دسکتاپها، لپتاپها یا حتی رزبری پای 2 و دستگاههای اینترنت اشیا را دارد. اگر تمایل دارید اطلاعات بیشتری را در این زمینه دریافت کنید، صفحه رسمی این محصول در گیتهاب و وبلاگ ویندوز در اختیارتان قرار دارد. برای ای منظور از لینکهای زیر استفاده کنید:
Windows App Studio Release – Windows 10 Store Package support and other new features








